تبليغاتX
قهوه ای و ده دقیقه

قهوه ای و ده دقیقه

نوشته

۱.ازدواج من

۲.حالم خوبه

۳.با یک غزل برمیگردم به زودی

۴.هر کی گفته من تعطیل کردم...!

۵.هنرمند زجر بیند و در قعر نشیند!

۶.قدم ماه رمضان مبارک

۷.دلم هوای امام رضا رو کرده

۸.میبینمتون

+نوشته شده در جمعه 30 مرداد1388ساعت11:45توسط مینا آقاخانی | |

سلام

اگه غزلسرا هستید

فرهنگسرای خاتم

شهرک ولیعصر خیابان بازرگان قدیم رجایی جدید خیابان حسینی با کمی پیچ!خیابان پژاند نبش کوچه شیرودی پارک لواسانی فرهنگسرای خاتم

پنج شنبه 4 تا...

+نوشته شده در جمعه 28 فروردین1388ساعت13:11توسط مینا آقاخانی | |

چی بگم دم عیدی جز تنهایی؟

+نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387ساعت13:8توسط مینا آقاخانی | |

دست و پا بسته بود/ می دانید /او غزل را طناب حس می کرد

طعم نسکافه را نمی فهمید/داغیش را شراب حس می کرد

در اتاقش کنار پنجره بود/مات و مبهوت  و استکان در دست

مثل اوضاع داخل ذهنش/ واژه ها را خراب حس می کرد

یک قفس بود و سایه ای در آن/ روی دیوار/زن دم درگاه

با تنی از همیشه /(می ترسید/در دلش اضطراب حس می کرد)

زن کجا/او کجا/ولی انگار/ مثل آن سایه گیج و مبهم بود

هر چه می گفت اشتباهی بود/سایه هم انقلاب حس می کرد!

هم غزل را کثیف می فهمید /هم نگاهش کثیف  و بی معنی

مادرش/ مثل خانه خلوت بود/قهوه را شعر ناب حس می کرد...

     *****************************************

(او غزل را درست فهمیده؟)فکر زن حول جمله می چرخید

سایه  مبهوت حالت لب بود /هرزگی را ثواب حس میکرد

+نوشته شده در یکشنبه 13 بهمن1387ساعت12:28توسط مینا آقاخانی | |

شب و عبور،تو و من،شب و حرارت تن

شب و حکایت تک دکمه های پیراهن!

که باز باز، کنار من و تو افتاده

کنار خاطره ناب و عاشقانه من

من و تو ،کفتر چاهی، من وتو،طوقی ناز

من و تو رخوت یک اتفاق تر در تن

من و تو پیکره پیچ خورده در آواز

میان چرخش دیوانه وار یک دامن

من و تو یاد کسی مانده ایم یا آن روز

در آن اتاق...حدودا اواخر بهمن...............

 

      **********************

 من و تو قاب شده در کنار تخت زمان

من و تو ،زلزله و اشک و مرگ و تیر آهن

+نوشته شده در چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت12:37توسط مینا آقاخانی | |

 

اگه کسی خوند و فهمید بگه!

گروه ایران و خانواده رادیو ایران

 به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

عشق یعنی/ خداوندی که با نام و یادش آغاز می کنیم

عشق یعنی/ پیامبر و خاندان پاکش.

 

عشق یعنی قاف و لام قل هوالله احد

                               عشق یعنی بای بسم الله الرحمن الرحیم

 

بادرود و سلام به شنوندگان عزیز وعرض تسلیت /به مناسبت شهادت چهارمین ستاره از دوازده ستاره آسمان امامت/ حضرت امام سجاد(ع)/

برنامه رو با نیایشی از ایشان شروع میکنیم:

خداوندا/زمانی که تصمیم به انجام دو کار مختلف گرفتیم/که یکی باعث رضایت تو/و دیگری موجب خشم تو میشد/ما را به سمت خشنودی خودت روانه کن/و از انجام چیزی که باعث خشم توست/دورمان کن/

و این یعنی((اشتیاق))برای اینکه در جوار رحمت حق باشیم/

..........................................................................................

انجام کارهای پسندیده هم روش خاصی داره/که از انتخاب مقصد درست آغاز میشه/ و بعد:فکر درست/انتخاب مسیر مناسب /و حرکت /البته با ایمان و اطمینان/

از خدا بخوایم  که یقین لازمو به ما عطا کنه/ تا عملمون بهترین باشه

 

در باره دعا هم همین طور/چون دعا هم مثل هر کار دیگه ای/ نشون دهنده فکر درسته/چه وقتی که چیزی رو برای خودمون می خوایم/چه وقتی که برای دیگران دعا می کنیم/

..............................................................................................

امام سجاد(ع)می فرمایند:

خدایا/برای پدر و مادرم درودی از جانب خود قرار بده/

در مسیر زندگی /ما وظایفی بر عهده داریم که یکی از اونها /احترام به پدر و مادره/پس باید از خدا بخوایم به ما کمک کنه /که بتونیم انجامش بدیم/

بینش و محبت خاصی لازمه/ تا بتونیم این وظیفه قلبی رو/ ادا کنیم

قلبمونو گره بزنیم به قلبشون و آرومشون کنیم.

...............................................................................................

خواستن از خدا/ یعنی جواب گرفتن/

کی می دونه/ حق بقیه نسبت به ما چقدره؟/

یا جریانی از محبت /که باید به سمت والدینمون روون باشه /از کجای دل

 می گذره؟

بلد بودن راه /روش داره/بشینیم پای صحبت پدر مادرا/ تا بفهمیم اون روش چیه؟

احترام شاید ساده ترین کاره /ما که نیتمون خیره/پس چرا گاهی کم میذاریم؟

......................................................................................................

دعاهای حضرت سجاد(ع)فرازهای گوناگونی داره/پر از کلید/چی بهتر از این؟/ما میخوایم درای بسته رو باز کنیم!

یکی از قفلا/ انگاررو دل ماست!/در برابر والدینی که صاحب دل هستن/

ارتباط قلبی با اونا/ شاید مهمترین روش احترام به اونهاست/

حضرت امام سجاد می فرماید:

(خدایا/قلبم را برای پدر و مادرم مهربان کن/)

 

محبتی ناب از امام بزرگواری مثل امام سجاد برای سید الشهدا(ع)

.......................................................................................................خواسته پدر و مادر برای بچه ها همیشه /سلامتی و طول عمر اوناست/

هر پدر و مادری/ درهر جای ایران بزرگ/

تمام تلاشش برای رشد و موفقیت بچه هاست/و قلبی  داره که همیشه برای اونا می طپه/به همین دلیل همیشه از خدا می خوان که بچه های خوب و سالمی داشته باشن/که در مسیر حق حرکت کنن/

امام چهارم می فرماید:

خدایا مرا در تربیت و آموختن ادب /و خوبی کردن/نسبت به آنها/یاری نما و در این کار /خیری برایم قرار بده/و ایشان را درباره آنچه که از تو می خواهم مدد کارم فرما/

..................................................................................

آدما وظیفه دارن برای سعادت خودشون تلاش کنن/

اگه به سعادت فکر کنیم/

 به کلمه خاصی بر می خوریم/

کلمه ((همسر))/که در دل این کلمه /عشق و آرامش موج می زنه/

پس آدما باید حق عشقو به جا بیارن/

عشق زیباست/اگه تو زندگی واقعا درست معنا بشه!/

و در کلام امام:

دانستن این که خداوند/

 همسر را /برای آرامش و انس تو قرار داده/حق اوست/

پس او را گرامی بدار/ و با او مدارا نما/

..........................................................................................

 نیایش امام سجاد(ع)

ای خدایی که /چیزی در آسمان و زمین بر تو پوشیده نیست/

چگونه بر تو پوشیده باشد/در حالی که تو خود/آن را خلق کر ده ای/

چگونه بر تو پوشیده باشد/که خودت تدبیرش کر ده ای/

خدای من/

از تو خواهش می کنم/مرا از هر چیزی/بی نیاز کنی/به وسیله عبادتت/و به وسیله ترس از خودت/

خدایا/

به تو ایمان دارم/و بر تو توکل میکنم/

 

با تسلیت دوباره به مناسبت شهادت مولای چهارم شیعیان/

شما رو به خدا می سپاریم/

 براتون/قلبهای با صداقت و مسیری سبز آرزو می کنیم.

 

دستامون پلی می شه به آسمون

                      دلامون پر می گیره سمت جنون

وقتی    لحظه ها  رو  پرپر  می کنیم

                     کاش بگیم/((هستی)) رو بهتر می کنیم

 

+نوشته شده در جمعه 4 بهمن1387ساعت12:32توسط مینا آقاخانی | |

من از نهايت غم حرف مي زنم شايد/كسي صداي مرا بشنود ولي افسوس

كسي كه از كلمات هميشه بندي من/من رهاي مرا بشنود ولي افسوس

 

اگر چه شعر من از از واژه هاي فرسوده/ به سمت تازه شدن  بند بگسلد اما-

نمي شود به هزاران طريق گفتم تا/خدا صداي مرا بشنود ولي افسوس

 

در اين قبيله آيينه /عشق زنگارست/و قلبهاي پراگنده/معني ماتم

خدا كند كه در اين محنت ملال آور/كسي دعاي مرا بشنود ولي افسوس

 

كجاست صوفي دجال كيش ملحد شكل/صلاح كار كجا و من خراب كجا

ببين تفاوت ره از كجاست  شايد يار/ صداي پاي  مرا بشنود /ولي افسوس-

 

 

براي بندگيم غرق شك و ترديدم/ براي گم شدنم داغدار و سرگشته

اميد هست خداي هميشه بخشنده/خدا خداي مرا بشنود/ ولي افسوس...

+نوشته شده در سه شنبه 5 آذر1387ساعت9:12توسط مینا آقاخانی | |

روزی میان پنجره آغاز می شود

یک در به سمت حادثه ها باز می شود

پروانه از تلاطم پیله مکدر است!

اما اسیر سلطه پرواز می شود....

بقیش بعدا!

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت1:20توسط مینا آقاخانی | |

با سر به خدا اشاره کردی/رفتی

احساس مرا دو پاره کردی/رفتی

                         بنچاق خدا پرستیم گم شده بود

                            معبود مرا  اجاره  کردی / رفتی


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت0:16توسط مینا آقاخانی | |

یاد گرفتم تو موج آدما گم بشم.یاد گرفتم همکار با دوست فرق داره.یاد گرفتم مردی که میخندد بشم.کی میدونه شاید نوبت فرود با نوبت فراز مماس شده.

+نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت2:50توسط مینا آقاخانی | |