تبليغاتX
قهوه ای و ده دقیقه

قهوه ای و ده دقیقه

نوشته

روياي گل ل ل ل ...و اوّلِ هفته به يُمن ِخواب

گلدان گرفت از لب زيباي گل جواب

 

آن روزِ شنبه كه يك عالمه سكوت

يك عالمه جواب شدو عشقِ دير ياب-

 

رؤيا شد وبه ياري رؤيا درون باغ

در زير بذر پاشي دستان آفتاب-

 

يك دانه ءجديد به گلدان رساند وعشق

خود را به سمتِ باز شدن داد پيچ وتاب... -

 

فردا شد وشكفت ،گلي شد به شكلِ قلب

گلدان وعشق،بذر،خود اتّفاق ناب...-

 

...تاگل به رغم عشق به گلدان اشاره كرد

اين جايِ تنگ، دسته گلي مي دهد به آب!

 

گلدان ،دلش گرفت وبراي گلش شكست

طوفان...گلي كه پرپرو...عشقي كه شد سراب

+نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت9:48توسط مینا آقاخانی | |