تبليغاتX
قهوه ای و ده دقیقه

قهوه ای و ده دقیقه

نوشته

راستی پدیده

      دوستت دارم

 

من با تپش آمیخته ام قلبم را                       با شعر بر انگیخته ام قلبم را

....اما دلکم باخت به قلبی دیگر                     این بوده که آویخته ام قلبم را!

پی نوشت:

دوره فوتبال که تمام میشود فوتبالیست کتانیش را آویزان میکند و می گوید خداحافظ!

به سوده نگین تاج که به روزه و من خوشحالم:

دستمال گرفتم جلوی دهانم

برای اینکه تو را بالا بیاورم

می خواستم بریزمت روی همه لحظه های دلمه بسته

سقفم ریخت روی سر تو که بالا آورده بودم

کم آورده بودم

بوی نا نمی داد طاقتم جفت شده بود

شکافی برای فرار نبود

بی خود فکر میکردم هر لحظه ای

 بالا می آورم  که بیاورم  تو را در دهانم

داغی

داغ

از حرکاتت می ترسم بزرگ می شوی البته

من که با شدن کاری ندارم

 

+نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت11:0توسط مینا آقاخانی | |

 

گاهی کلمه توان ندارد اصلا

 

گاهی هیجان نشان ندارد اصلا

 

ابری که برای عاشقان می گرید

 

ثابت شده آسمان ندارد اصلا!

+نوشته شده در سه شنبه 15 مرداد1387ساعت11:28توسط مینا آقاخانی | |