تبليغاتX
قهوه ای و ده دقیقه

قهوه ای و ده دقیقه

نوشته

من از نهايت غم حرف مي زنم شايد/كسي صداي مرا بشنود ولي افسوس

كسي كه از كلمات هميشه بندي من/من رهاي مرا بشنود ولي افسوس

 

اگر چه شعر من از از واژه هاي فرسوده/ به سمت تازه شدن  بند بگسلد اما-

نمي شود به هزاران طريق گفتم تا/خدا صداي مرا بشنود ولي افسوس

 

در اين قبيله آيينه /عشق زنگارست/و قلبهاي پراگنده/معني ماتم

خدا كند كه در اين محنت ملال آور/كسي دعاي مرا بشنود ولي افسوس

 

كجاست صوفي دجال كيش ملحد شكل/صلاح كار كجا و من خراب كجا

ببين تفاوت ره از كجاست  شايد يار/ صداي پاي  مرا بشنود /ولي افسوس-

 

 

براي بندگيم غرق شك و ترديدم/ براي گم شدنم داغدار و سرگشته

اميد هست خداي هميشه بخشنده/خدا خداي مرا بشنود/ ولي افسوس...

+نوشته شده در سه شنبه 5 آذر1387ساعت9:12توسط مینا آقاخانی | |